محمد تقي جعفري
37
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
زنگار هوى و هوس و فعاليتهاى « خود طبيعى » آلوده نشود ، همه چيز را روشن نشان مىدهد ، آرى : آيينهء دل چون شود صافى و پاك نقشها بينى برون از آب و خاك هم به بينى نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را 8 - اقمت لكم على سنن الحقّ فى جوادّ المضلَّة حيث تلتقون و لا دليل و تحتفرون و لا تميهون ( من نگهبانى شما را بر سر راههاى حق كه از ميان جادّههاى گمراه كننده كشيده شده است به عهده گرفتهام شما در آن جادّههاى گمراهى به يكديگر مىرسيد و رهبرى نداريد و زمينها را حفر مىكنيد و به آب نمىرسيد ) . من نگهبان حقيقتم مگر نمىدانيد هر چه كه استعدادهاى آدمى بيشتر و گسترده تر به فعليت برسد ، درك و دريافت حقيقت و عمل به آن دشوارتر و حساستر مىگردد . براى انسانهاى ساده و ابتدايى ، حقيقتها مانند خطهاى مستقيمى است كه در صفحهء سفيد زندگيشان با رنگهاى گيرنده كشيده شده است . ميان موقعيت آنان و حقيقت فاصله و گردنهها وجود ندارد . چنان كه فعاليت جانوران در پديدههاى غريزى كه دارند ، احتياج به عبور از گردنههاى انديشه و تعقل و تجريد و تجسيم و تصميم ندارد . يعنى فاصله اى ميان آن جانوران و حقيقتى كه براى آنان مطرح است ، جز جوشش آن غريزه و امكان ارتباط با موضوع اشباع كننده چيز ديگرى نيست . در صورتى كه با رشد استعدادها و افزايش گسترش آنها ، حقيقت ظريفتر و گاهى مخفىتر و داراى ابعاد متنوع مىگردد . بعنوان مثال : شخص ساده لوح و ابتدايى در گذرگاه خود جنايتى را مشاهده مىكند و مىبيند كه يك فرد با سلاح كشنده فرد ديگرى را از پاى در آورد و او را در خاك و خون غلطانيد .